هیئت قاسم ابن الحسن علیهما السلام

آخرین مطالب
پیوندها

مبعث

27 رجب
1 ـ ﺑﻌﺜﺖ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠّﻰ الله ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ

ﻣﺒﻌﺚ ﻣﺒﺎﺭک ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠّﻰ الله ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺩﺭ ﺳﻦّ 40 ﺳﺎﻟﮕﻰ ﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﻧﺰﻭﻝ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠّﻰ الله ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. (1)

ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ أﻋﻴﺎﺩ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺭﻭﺯﻯ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺳﻮﻝ ﺻﻠّﻰ الله ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺑﻪ ﺭﺳﺎﻟﺖ ﻣﺒﻌﻮﺙ ﮔﺮﺩﻳﺪ ﻭ ﺟﺒﺮﺋﻴﻞ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﺑﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﻯ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪ.

ﻏﻴﺮ ﺷﻴﻌﻪ ﻣﺒﻌﺚ ﺭﺍ ﺩﺭ 17 ﻳﺎ 18 ﻳﺎ 24 ﻣﺎﻩ ﺭﻣﻀﺎﻥ ﻭ ﺑﻌﻀﻰ ﺩﺭ 12 ﺭﺑﻴﻊ ﺍلأﻭّﻝ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﻨﺪ.

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺑﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠّﻰ الله ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻭ ﻧﻴﺰ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻭ ﺍﻣﻴﺮ ﺍﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. (2)

ﺳﺎﻟﻴﺎﻥ ﺳﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺑﻌﺜﺖ أﻧﺒﻴﺎﺀ ﻋﻠﻴﻬﻢ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﻣﻰ ﮔﺬﺷﺖ، ﻭ ﻫﺮ ﻗﻮﻡ ﻭ ﻗﺒﻴﻠﻪ ﺍﻯ ﺑﺎ ﻋﻘﻴﺪﻩ ﻫﺎﻯ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺧﻮﺩ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﻣﻰ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺠﺎﺯ ﻭ ﻣﻜّﻪ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﺑُﺖ ﻣﻰ ﭘﺮﺳﺘﻴﺪﻧﺪ :

ﺑُﺖ ﺳﻨﮕﻰ، ﻓﻠﺰﻯ، ﭼﻮﺑﻰ، ﻭ ﮔﺎﻫﻰ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺧﺮﻣﺎ. ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﮔﻮﺭ ﻣﻰ ﻛﺮﺩﻧﺪ.

ﺍﻛﺜﺮ ﻗﺒﺎﻳﻞ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺟﻨﮓ ﻭ ﺧﻮﻧﺮﻳﺰﻯ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺩﻧﻴﺎ ﻏﺮﻕ ﺩﺭ ﮔﻤﺮﺍﻫﻰ ﻭ ﺿﻠﺎﻟﺖ ﺑﻮﺩ. ﺗﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﭼﻬﻞ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻭﻟﺎﺩﺕ ﺑﺎ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺍﺷﺮﻑ ﻣﺨﻠﻮﻗﺎﺕ ﻭ ﺳﺮﻭﺭ ﻛﺎﺋﻨﺎﺕ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺤﻤّﺪ ﺑﻦ ﻋﺒﺪالله ﺻﻠّﻰ الله ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﮔﺬﺷﺖ.

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﻯ ﻣﺒﻌﻮﺙ ﻓﺮﻣﻮﺩ، ﻭ ﺟﺒﺮﺋﻴﻞ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪ ﻭ ﻭﺣﻰ ﻫﺎﻯ ﺍﻟﻬﻰ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﺩﺍﺏ ﻭ ﻣﺮﺍﺳﻤﻰ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺳﺎﻧﻴﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻛﺘﺐ ﺭﻭﺍﺋﻰ ﺑﺎ ﺳﻨﺪ ﻫﺎﻯ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺫﻛﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

ﻃﺒﻖ ﺑﻌﻀﻰ ﺭﻭﺍﻳﺎﺕ (3) ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺯ ﻛﻮﻩ ﺣﺮﺍ ﺑﺮ ﻣﻰ ﮔﺸﺘﻨﺪ ﺍﻧﻮﺍﺭ ﺟﻠﺎﻝ ﻭ ﻋﻈﻤﺖ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ، به حدّی ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻫﻴﭽﻜﺲ ﺭﺍ ﻳﺎﺭﺍﻯ ﺁﻥ ﻧﺒﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻧﻈﺮ ﻛﻨﺪ.

ﺍﺯ ﻛﻨﺎﺭ ﻫﺮ ﺩﺭﺧﺖ ﻭ ﮔﻴﺎﻩ ﻭ ﺳﻨﮓ ﻛﻪ ﻣﻰ ﮔﺬﺷﺖ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺧﻢ ﻣﻰ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺼﻴﺢ ﻣﻰ ﮔﻔﺘﻨﺪ :

«ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ علیک ﻳﺎ ﻧﺒﻰّ الله، ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ علیک ﻳﺎ ﺭﺳﻮﻝ الله».

ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺩﺍﺧﻞ ﺧﺎﻧﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺧﺪﻳﺠﻪ ﻋﻠﻴﻬﺎ السلام ﺷﺪﻧﺪ، ﺍﺯ ﺷﻌﺎﻉ ﺍﻧﻮﺍﺭ ﺟﻤﺎﻝ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﻨﻮّﺭ ﺷﺪ.

ﺧﺪﻳﺠﻪ ﻋﻠﻴﻬﺎ السلام ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ :

ﺍﻯ ﻣﺤﻤّﺪ، ﺍﻳﻦ ﭼﻪ ﻧﻮﺭ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﻰ ﻛﻨﻢ ؟

ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :

ﺍﻳﻦ ﻧﻮﺭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﻯ ﺍﺳﺖ. ﺳﭙﺲ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺧﺪﻳﺠﻪ ﻋﻠﻴﻬﺎ السلام ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ﺑﮕﻮ :

«ﻟﺎ ﺍﻟﻪ إﻟﺎ الله ﻣﺤﻤّﺪ ﺭﺳﻮﻝ الله».

ﺧﺪﻳﺠﻪ ﻋﻠﻴﻬﺎ السلام ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ :

ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﻣﻦ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﻯ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﻢ. ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻭﺣﺪﺍﻧﻴّﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﻭ ﺭﺳﺎﻟﺖ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠّﻰ الله ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺩﺍﺩ.

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :

«ﺍﻯ ﺧﺪﻳﺠﻪ ! ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺳﺮﻣﺎ ﻣﻰ ﻛﻨﻢ. ﺟﺎﻣﻪ ﺍﻯ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺑﭙﻮﺷﺎﻥ».

ﺣﻀﺮﺕ ﺟﺎﻣﻪ ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﻛﺸﻴﺪ ﻭ ﺧﻮﺍﺑﻴﺪ. ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ حق تعالی ﻧﺪﺍ ﺭﺳﻴﺪ :

«ﻳﺎ أﻳُّﻬَﺎ ﺍﻟﻤُﺪَّﺛِّﺮ، ﻗُﻢ ﻓَﺎَﻧﺬِﺭ ﻭَ رَبَّکَ ﻓَﻜَﺒِّﺮ ...» (4) «ﺍﻯ ﺟﺎﻣﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﭘﻴﭽﻴﺪﻩ، ﺑﺮ ﺧﻴﺰ ﻭ ﺑﺘﺮﺳﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻋﺬﺍﺏ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺧﻮﺩ، ﻭ ﺗﻜﺒﻴﺮ ﺑﮕﻮ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺰﺭﮔﻰ ﻳﺎﺩ ﻛﻦ».

ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ ﻭ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻣﺒﺎﺭک ﺩﺭ ﮔﻮﺵ ﺧﻮﺩ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ :

«الله ﺍﻛﺒﺮ، الله ﺍﻛﺒﺮ» ﭘﺲ ﺻﺪﺍﻯ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ی ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﺭﺳﻴﺪ، ﻭ ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ. (5)

ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠّﻰ الله ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﭘﻨﻬﺎﻧﻰ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻯ ﻳﻜﺘﺎ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﻰ ﻓﺮﻣﻮﺩ، ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﺟﺒﺮﺋﻴﻞ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ :

«ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺍﻣﺮ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﻛﻪ ﺩﻋﻮﺕ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﻓﺮﻣﺎﺋﻰ».

ﺳﭙﺲ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺯ ﻛﻮﻩ ﺻﻔﺎ ﺑﺎﻟﺎ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ إﻧﺬﺍﺭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﻋﻮﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻋﻠﻨﻰ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ. (6)

:books: منابع :

1. کافی : ج 4، ص 149. و ... .
2. ﺯﺍﺩ ﺍﻟﻤﻌﺎﺩ : ﺹ 36. بحار الأنوار : ج 97، ص 168، 377.
3. ﻣﻨﺘﻬﻰ ﺍلأﻣﺎﻝ : ﺝ 1، ﺹ 47.
4. ﺳﻮﺭﻩ ﻣﺪّﺛﺮ : ﺁﻳﻪ 3 _ 1.
5. بحار الأنوار : ج 18، ص 197، 196. و ... .
6. همان : ﺝ 18، ﺹ 186 _ 174.

تقویم شیعه

  • هیئت قاسم ابن الحسن علیهما السلام

ریشه های ناسزا و فحش :

1. غضب و عصبانیت

2. شهوت هرزه گویی

3. عادت

پیامدها:

الف) دنیوی:

1. تحریک دیگران به ناسزا گویی: قرآن کریم: ولا تسبو الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا(انعام/108)

2. ایجاد دشمنی: رسول خدا صلی الله علیه واله: لاتسبوا الناس فتکسبوا العداوة لهم به مردم دشنام ندهید تا دشمنی ایشان را به دست نیاورید.

3. ایجاد نفاق و درویی

4. نابودی برکت

5. مایه ی فسق

6. اجابت نشدن دعا

ب) اخروی:

1. محرومیت از بهشت 

2. ورود به دوزخ

(برگرفته از کتاب اخلاق الاهی)

حضرت امام کاظم علیه السلام با این حال که دشنام می شنیدند کلی هارون ملعون و زندان بان ها ایشان را اذیت می کردند ولی باز کظم غیظ می کردند یعنی خشم خود را فرو می نشاندند لذاست که می بینیم گاهی زندان بان عاشق حضرت می شدند. کسی که زبانش را کنترل کند مردم عاشقش می شوند.

  • هیئت قاسم ابن الحسن علیهما السلام

منبر

منبر شام شهادت حضرت زینب سلام الله علیها

نعمت از جانب خداست

بدی ها ازجانب خودمان است

حالا که از جانب خداست :

1. نباید به داشته هایمان فخر بفروشیم

2. در مقابل هر کدام مسئولیت داریم

و بالاترین عرفان خرج نعمت ها به پای امام می باشد که حضرت زینب سلام الله علیها این کار را انجام دادند

  • هیئت قاسم ابن الحسن علیهما السلام

  • هیئت قاسم ابن الحسن علیهما السلام

اطلاع رسانی

  • هیئت قاسم ابن الحسن علیهما السلام

دو

 


بلاذری و کتاب «انساب الاشراف»:

احمد بن یحیی جابر بغدادی بلاذری (متوفای 270) نویسنده معروف و صاحب تاریخ بزرگ، این رویداد تاریخی را در کتاب «انساب الاشراف» به نحو یاد شده در زیر نقل می کند.

ابوبکر به دنبال علی(علیه السلام) فرستاد تا بیعت کند، ولی علی(علیه السلام) از بیعت امتناع ورزید. سپس عمر همراه با فتیله (آتشزا) حرکت کرد، و با فاطمه در مقابل باب خانه روبرو شد، فاطمه گفت: ای فرزند خطاب، می بینم در صدد سوزاندن خانه من هستی؟! عمر گفت: بلی، این کار کمک به چیزی است که پدرت برای آن مبعوث شده است!! به نقل از سایت حوزه

  • هیئت قاسم ابن الحسن علیهما السلام

سلام و سلم..

به نام خالقِ حضرت زهرا ارواحنا فداها
السّلام علیکم یا اهل بیت النّبوّه

درآستانه ی یک فاطمیه ای دیگر...


سلام و سِلم و سلیم و سلامتید شما
شروع و خاتمه ، کُلّ سعادتید شما

محلِ آمد و رفتِ فرشته های فلک
عیار عصمت و عین طهارتید شما

دلیل قُربِ قلوب و بهانه های حیات
ستونِ خیمه ی اسلام و وحدتید شما

سُلاله های پیمبر ، وجودِ بود و نبود
دلیل بارش الطاف و نعمتید شما

وسیله های رسیدن به قلّه های ظفر
یگانه علت اِعزاز امّتید شما

تمامِ خلق ، ذلیلند در برابرتان
لبالب از درجاتِ قداستید شما


شما پناهِ فرورفتگانِ در مِحَنید
سفینه های نجات از عظائم و فِتَنید


خوشم که در رهتان مثل گوی میدانم
برای عرض ارادت ، همیشه جوشانم

ز فرق سر به نوک پا ، بِحارالانوارید
من از شکوه شما ، مات و مست و حیرانم

نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق شما
به جز مودّتتان ، پیشه ای نمی دانم

شما به روی سرم تاج افتخارِ منید
بمیرم اَر که کسی را ز غیر، بِنشانم

من از طواف به گِرد شما نگردم سیر
به مهربانیِ تان بسته دین و ایمانم

به جز شما چه کسی دستگیر خواهد بود؟!
فقط برای شما ، شعرِ عشق می خوانم


به سوی خود بکشانید گیسوانم را
فدای حضرت زهرا کنید جانم را


خدا قبول کند ؛ در عزای مادرتان
سروده طبعِ حقیرم رثای مادرتان

قسم به شیرِ حلالی که خورده ام ؛ هرگز...
...نمی رود ز سرم ماجرای مادرتان

کجاست مدفنِ شخصِ شخیص ذِی القُربی؟!
کجاست مقبره ی باصفای مادرتان؟!

شکست حرمتِ مصداقِ آیه ی تطهیر
نشست عقده به دلها برای مادرتان

هنوز مردم شهرِ مدینه در خوابند
هنوز می رسد از در، صدای مادرتان

هنوز شهر مدینه پُر است از نیرنگ
هنوز می شنود گریه های مادرتان


فتاد از نفس او پای دینِ پیغمبر
به خون نوشت : « امیرم فقط بوَد حیدر»


دلیلِ « اَشرَقَتِ الارض» ، نور فاطمه است
دلیل خَلق دو گیتی ، ظهور فاطمه است

مرام فاطمه ، معیار راستی و کجی
عفاف ، زاده ی خُلقِ غیور فاطمه است

وظیفه ای که خدا طالب است از انسان
رضایت دل زهرا ، سُرور فاطمه است

وجوبِ محض بُوَد هر چه او دهد دستور
خوشا به آنکه به فکر امور فاطمه است

خدا کند که سرآید غیاب منتقمش
همو که وارثِ قلبِ صبور فاطمه است

قیامتی که به پا می شود به صحنه ی حشر
در اقتدار حضور و عبور فاطمه است


امید اول و آخِر ، شفاعت زهراست
تمامِ دلخوشی ام عشقِ عترتِ طاهاست





شاعر = محمدعلی نوری
در آستانه ی فاطمیه 1395

  • هیئت قاسم ابن الحسن علیهما السلام

یک


ابن ابی شیبه و کتاب «المصنَّف»
ابوبکر ابن ابی شیبه (159-235) مؤلف کتاب المصنَّف به سندی صحیح چنین نقل می کند:
هنگامی که مردم با ابی بکر بیعت کردند، علی و زبیر در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره می پرداختند، و این مطلب به عمر بن خطاب رسید. او به خانه فاطمه آمد، و گفت: ای دختر رسول خدا، محبوبترین فرد برای ما پدر تو است و بعد از پدر تو خود تو، ولی سوگند به خدا این محبت مانع از آن نیست که اگر این افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند. این جمله را گفت و بیرون رفت، وقتی علی(علیه السلام)و زبیر به خانه بازگشتند، دختر گرامی پیامبر(علیها السلام) به علی(علیه السلام) و زبیر گفت: عمر نزد من آمد و سوگند یاد کرد که اگر اجتماع شما تکرار شود، خانه را بر شماها بسوزاند، به خدا سوگند! آنچه را که قسم خورده است انجام می دهد!

 الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، ج 7، ص 432، ح37045 به نقل از سایت تحقیقاتی حضرت ولی عصر عج اله تعالی فرجه الشریف

  • هیئت قاسم ابن الحسن علیهما السلام

هتک حرمت خانۀ فاطمۀ زهرا(سلام الله علیها) و شهادت آن حضرت:


در این مورد، نصوصی را از کتب اهل سنت نقل می نماییم، تا روشن شود که مسأله هتک حرمت خانه زهرا(علیها السلام) و رویدادهای بعدی، یک امر تاریخی مسلّم است نه یک افسانه!!


با ما همراه باشید.

  • هیئت قاسم ابن الحسن علیهما السلام

منبر این هفته

حجت الاسلام میرزا سجاد ایرانی:


حضزت زینب سلام الله علیها دفاع از حریم ولایت را ، از مادرشان آموختند.

  • هیئت قاسم ابن الحسن علیهما السلام